شبهه پژوهی مطالعات اعتقادی

شبهه پژوهی مطالعات اعتقادی

مناسبات میان جبر و اختیار اجتماعی و مسئله مقاومت

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دکترای دین‏پژوهی از دانشگاه ادیان و مذاهب قم و استاد حوزه علمیه در سطح 3 کلام اسلامی،
2 طلبه سطح چهار رشته کلام اسلامی ، مدرس حوزه علمیه خواهران
چکیده
سه دیدگاه اصلی درباره اراده انسان مطرح شده است: جبر، تفویض و امر بین الأمرین. آیا این مفاهیم افزون بر ابعاد فردی به کل جامعه نیز قابل تعمیم است؟ اگر «کل جامعه» اصالت دارد، اراده‎اش اختیاری است یا جبری؟ ارتباط این مسئله با مقاومت جامعه در برابر نظام استکباری چیست؟ نویسنده در پی پاسخ بدین پرسش است که «مناسبات میان جبر و اختیار اجتماعی با مسئله مقاومت اجتماعی- سیاسی چیست؟» هدف از تحقیق، روشن‌کردن بررسی ادله معتقدان به جبر و اختیار و ارتباط آن با «اراده کل جامعه» و تأثیر باور به جبر و اختیار نسبی جامعه در مسئله مقاومت کل جامعه و نیز جنبش‎های اجتماعی است. نویسنده با روش توصیفی-تحلیلی بدین نتیجه دست یافته است که بر خلاف دیدگاه جبریه، انسان افعال خود را کسب نمی‏کند، بلکه واقعاً در قبال افعال خود مکلف است. منتها اختیار مطلق قابل توجیه نیست؛ چراکه به شرک منجر می‏شود. منظور از امر بین الأمرین جمع میان خواست خداوند و خواست انسان در رفتار خود است. یکی دیگر از معنای امر بین الأمرین جمع بین جبر نسبی و اختیار نسبی در رفتار انسان است. منتها بحث مهم دیگر که در اینجا قابل طرح است، اصالت‌داشتن «کل جامعه» است. ساختارگرایان معتقد به اصالت جامعه‌اند. آنتونی گیدنز در بین جامعه‏گرایان تقریر بهتری دارد که توأماً هم به فاعلیت یا اصالت افراد و هم به اصالت و فاعلیت ساختارها در جامعه توجه کرده است. استاد مطهری با تقریر بهتری به گونه‎ای دیگر به اصالت جامعه اعتقاد دارد. به باور ایشان از ترکیب باورها و اندیشه‏ها و روح‏ها در جامعه چیز نویی به نام «روحی جمعی» تشکیل می‏شود که خود حقیقت دیگری غیر از حقیقت یکایک افراد است. حال ازآنجاکه در بحث اراده نتیجه گرفته شد فقط مبنای «امر بین الأمرین» قابل پذیرش است، باید گفت کل جامعه هم دارای امر بین الأمرین یا اختیار و جبر نسبی است و چون دارای اختیار است، تکلیف هم دارد. یکی از تکالیف جامعه اسلامی نیز مقاومت در برابر نظام‏های استکباری با رهبری ولیّ الهی و در زمان غیبت با رهبری ولیّ فقیه جامع‌الشرایط است. اگر جامعه اسلامی از اختیار خود استفاده درست نکند و پیروی از ولیّ الهی و در زمان غیبت تبعیت از ولیّ فقیه جامع‌الشرایط را بر خود فرض نبیند، دچار قهر الهی می‎شود و اراده جامعه کفر بر آن مستولی می‎گردد و به مرور زمان، آن جامعه را به ناکجاآباد می‎برد؛ همچنان‌که جامعه زمان امام حسین(ع) دچار نفرین و قهر الهی شدند و به همین دلیل، زیارت عاشورا به طور مفصل در وهله نخست، امت اسلامی و آن‌گاه افراد خاص را نفرین می‎کند. به دیگر معنا، زیارت عاشورا به طور برابر هم به اصالت فرد و هم به اصالت جامعه توجه نموده است.
 
کلیدواژه‌ها

مقدمه

بیان مسئله

جبری یا اختیاری‌بودن اراده انسان همواره از مباحث عمیق کلامی و فلسفی بوده است. در تاریخ علم کلام، سه دیدگاه اصلی در این زمینه مطرح شده‌اند: جبر، تفویض و امر بین الأمرین. اما پرسش مهم‏تر این است که آیا این مفاهیم تنها در سطح فردی معنا دارند یا در سطح اجتماعی نیز قابل تعمیم‌اند؟

اگر جامعه را از منظر اجتماعی دارای هویتی مستقل فرض کنیم، مسئله جبر و اختیار اجتماعی نیز مطرح می‌شود. آیا جامعه تابع جبر تاریخی و ساختاری است یا دارای اختیار جمعی و نسبی است؟ عقیده به امر بین الأمرین در زمینه اجتماعی پیامدهای مهمی برای مقاومت و جنبش‌های اجتماعی-سیاسی دارد. اگر جامعه دارای اختیار نسبی باشد، مقاومت اجتماعی-سیاسی تنها به اقدامات فردی محدود نمی‌شود، بلکه حرکتی جمعی و مبتنی بر اراده عمومی است.

با این حال تحلیل ادله جبر و عدم جبر در جامعه و نقش آن در مقاومت و جنبش‎های اجتماعی محل تحقیق کنونی است. به طور خلاصه نویسنده با روش توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که «مناسبات میان جبر و اختیار اجتماعی با مسئله مقاومت اجتماعی-سیاسی چیست؟»

هدف تحقیق

هدف از تحقیق روشن‌کردن بررسی ادله معتقدان به جبر و اختیار فردی و سپس جبر و اختیار کل جامعه است. به دیگر معنا در صورت اثبات اصالت جامعه، تأثیر باور به جبر و اختیار نسبی جامعه در مسئله مقاومت کل جامعه و نیز جنبش‎های اجتماعی بررسی خواهد شد.

پیشینه تحقیق

نویسنده با جستجو در منابع دریافته است درباره «مناسبات میان جبر و اختیار اجتماعی و مسئله مقاومت» تا کنون تحقیقی انجام نشده است؛ لیکن درباره بخشی از موضوع مقاله یعنی بحث «جبر و اختیار انسان» از منظر فلسفی به‌ویژه کلامی پژوهش‌هایی صورت گرفته که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌شود:

علامه محمدتقی جعفری در کتاب جبر و اختیار به‌تفصیل به این موضوع به ارتباط این بحث‌ها با فلسفه‌های غربی، یافته‌های روان‌شناختی و انسان‌شناختی پرداخته است. آیت‌الله جعفر سبحانی هم کتابی به نام جبر و اختیار تألیف نموده است. استاد مرتضی مطهری در کتاب انسان و سرنوشت و همچنین در کتاب عدل الهی به مسئله جبر و اختیار و قضا و قدر اشاره کرده است. علامه طباطبایی در کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم جلد یکم به این موضوع پرداخته است.

ازآنجاکه ورود به بحث بدون مفهوم‌شناسی ناقص است، به ناچار مفاهیم جبر و اختیار بیان می‌شود:

مفهوم جبر و اختیار

واژه جبر در لغت به معنای اصلاح‌کردن چیزی با زور است (راغب اصفهانى، 1412، ص183). جبر در اصطلاح دانش کلام یعنی خداوند انسان را بر انجام کارهایش چه خیر و چه شر، چه زیبا و چه زشت مجبور می‎کند، بی‏آنکه بنده خدا در انجام آن از خود اختیاری در ردّ آن داشته باشد (عسکری، 1386، ص5). واژه اختیار از ریشه «خیر» بوده، در لغت به معنای طلب‌کردن یکی از دو چیزی است که بهترین محسوب می‎شود (حسینی زبیدی، 1414، ج6، ص379).

اصطلاح اختیار به آن معناست که عدلیه اعم از معتزله و امامیه در برابر جبرگرایان معتقدند افعال انسان ناشی از اراده اوست. منتها از منظر معتزله، انسان اصل «توانایى انجام‌دادن امور» را از خدا دریافت کرده است و پس از این دریافت، او در افعال خویش استقلال دارد و تحقّق این افعال، منوط به اذن و اجازه تکوینى خدا نیست؛ بلکه خداوند بر انجام این افعال، فاقد قدرت و توانایى است (محمدى رى‎شهرى‏، 1386، ج8، ص470). شایان یادآوری است اراده اعم از اختیار است؛ به دیگر معنا فعل ارادی انسان گاهی به صورت جبری است و گاهی به صورت اختیاری نمود پیدا می‎کند (الفارابى، 1413، ص340).

به طور کلی منظور از جبر در اصطلاح کلام این است که خداوند انسان را در رفتارش بدون اختیار گذاشته است؛ به طوری که هر کاری که انسان انجام می‏دهد، عیناً خواسته خداوند است و متقابلاً منظور از اختیار این است که انسان در افعال خود جبری ندارد، بلکه از روی آزادی آن را انجام می‏دهد.

ادله باورمندان به دیدگاه جبر انسان

جبریه معتقدند افعال مردم همگی آفریده خدای متعال است و آنها رفتار خود را کسب می‏کنند (اشعری، 1955م، ص70). تفتازانی در توجیه «کسب» گفته است اصل فعل، متعلق به خداست و به گونه‏ای به بنده خدا متّصف می‏شود و حسن و قبح افعال هم شرعی است نه عقلی؛ یعنی حال که اصل فعل متعلق به قدرت خداست، نمی‎توان فعل قبیح را به او نسبت داد (تفتازانی، 1409، ج4، ص226).

خواجه نصیرالدین طوسی در ردّ جبریه می‏نویسد: بنا به مبنای جبر، تکلیف بنده عبث می‏شود و دعوت انبیا و اولیا و امر و نهی آنها بى‏فایده می‏شود و ضمناً هیچ کسی را نمی‎توان بر افعالش تمجید یا توبیخ کرد. پیداست این امر به طور وجدانی و بدیهی مردود است (طوسی، 1341، ص477).

در ردّ مبنای «کسب» هم باید گفت اگر واقعاً بنده خدا در فعل خویش نقش دارد، دیگر مفهوم کسب معنایی ندارد.

به طور کلی جبریه معتقدند افعال مردم همگی آفریده خدای متعال بوده، انسان‌ها فقط آن را کسب می‏کنند.

ادله معتقدان به دیدگاه تفویض انسان

معتزله در نقطه مقابل معتقدند انسان در اعمال خود کاملاً مختار است. به نظر معتزله، حسن و قبح، عقلی است. قاضی عبدالجبار در توجیه آن می‏نویسد: خداوند متعال به قبح فعل قبیح آگاه است و به قبیح نیز نیازی ندارد و کسی که شأنش چنین باشد، هیچ گاه این فعل قبیح را قصد نمی‎کند. پس فعل قبیح مستند به اراده بنده خداست نه خداوند (قاضی عبدالجبار، 1422، ص203).

در نقد دلیل معتزله باید گفت دلیل آنان برای اثبات اصل اختیار در انسان پذیرفتنی است؛ ولی آنان در این زمینه دچار افراط شده و کل اعمال انسان را بیرون از قدرت خداوند دانسته‏اند و اعمال انسان را فقط منسوب به خود انسان دانسته‏اند؛ درحالی‌که خداوند می‎فرماید هیچ چیزی را شما اراده نمی‏کنید، مگر اینکه پروردگار جهانیان آن را اراده کرده‎ است (تکویر: 29). درنتیجه دیدگاه معتزله به شرک منجر می‏شود که مردود است (صدرالمتألهین، 1375، ص272). بنا بر عقیده اعتزال، انسان در اعمال خود کاملاً مختار بوده، حسن و قبح هم عقلی است.  

تبیین دیدگاه امر بین الأمرین

روایاتی در اثبات دیدگاه امر بین الأمرین وجود دارد؛ از جمله: امام رضا(ع) در روایتی به نقل از امام صادق(ع) فرمود: «لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِیضَ‏ بَلْ أَمْرٌ بَیْنَ أَمْرَیْن». سپس افزود «کسی که به تفویض عقیده دارد، مشرک است» (ابن‌بابویه، 1378، ج1، ص124). همچنین با توجه به اینکه از برخی آیات برداشت جبر می‌شود، مانند: «وَ ما رَمَیْتَ‏ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى» ‏(انفال: 17) و برخی دیگر نیز در اثبات اختیار است، از جمله: «إِنَّا هَدَیْناهُ‏ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً» (انسان: 3)، جمع بین این آیات همانا مبنای امر بین الأمرین را ثابت می‎کند.

در فلسفه صدرایی «امر بین الأمرین» به معنای ترکیب جبر با اختیار در انسان نیست، بلکه ملاصدرا آن را چنین معنا کرده است‎ که بین اراده خداوند و اراده انسان ارتباط طولی وجود دارد. از این منظر، فعل بنده هم به خداوند مستند می‏شود و هم به بنده خدا (صدرالمتألهین‏، 1981، ج6، ص388).

نویسندگان هرچند این دیدگاه را ردّ نمی‎کنند، لیکن معتقدند گستره معنایی مفهوم امر بین الأمرین بیش از این است و یکی از معانی‎اششاش آن است هنگامی که انسان در جامعه زندگی می‎کند، هم جبر دارد و هم اختیار. اصلاً اختیار دارای سلسله مراتب شدت و ضعف است؛ مثلاً رئیس‌جمهور بیشترین اختیار را دارد و بعد از او سلسله مراتب اختیارات عبارت‎اند از: وزیر کشور، استاندار، فرماندار، معاون فرماندار و کارمند جزء. در این سلسله مراتب، اختیار با جبر نسبت معکوسی با هم دارند؛ یعنی هرچه قدر اختیارات اجتماعی فرد بیشتر باشد، جبر اجتماعی‎اش کم است و بر عکس هر اندازه جبر اجتماعی فرد بیشتر باشد، اختیار اجتماعی‏اش اندک می‎شود.

اصلاً تکلیف انسان بستگی به میزان اختیارش دارد و هر اندازه که اختیار آدمی بیشتر باشد، تکلیف وی نیز سنگین‏تر است. منظور خداوند از آیه «خداوند انسان را جز به اندازه ظرفیتش تکلیف نمی‎کند» (بقره: 286)، همین است.

خلاصه آنکه منظور از امر بین الأمرین آن است که اراده انسان در طول اراده باری تعالی است و اراده انسان در جامعه امری نسبی است نه مطلق.

ادله اصالت اجتماع

جامعه از یکایک افراد ساخته می‏شود؛ با این حال در نگاه جامعه‏گرایان، جامعه واقعیتی عینی بوده و ویژگی‌هایی غیر از خواص یکایک انسان‎ها دارد. اگر قرار باشد دیدگاه جامعه‏گرایان تبیین شود، توجه به ترکیب در پدیده‎ای به نام «آب» بیانگر این مطلب خواهد بود. هرچند آب از دو عنصر هیدورژن و اکسیژن تشکیل شده است، بعد از ترکیب اکسیژن و هیدروژن خود آب ماده جدیدی محسوب می‏شود؛ زیرا خواصی دارد که به هیچ وجه نمی‎توان آن را به دو عنصر تشکیل‎دهنده‎اش نسبت داد؛ مثلا آب برطرف‌کننده تشنگی است، درحالی‌که نه اکسیژن و نه هیدروژن هیچ یک به‌تنهایی رافع تشنگی نیستند؛ همچنین آب می‏تواند آتش را خاموش کند، اما اگر اکسیژن به‌تنهایی به آتش دمیده شود، آن را شعله‏ورتر خواهد کرد.

از منظر طرفداران اصالت اجتماع، با ترکیب افراد، پدیده جدیدی به نام «جامعه» خلق می‏شود و ترکیب افراد در جامعه اعتباری نیست. بر خلاف آنانی که ترکیب در جامعه را از نوع اعتباری دانسته، به آنان طرفداران «اصالت فرد» می‎گویند (ر.ک: مطهری، 1376، ج2، ص336). این پدیده جدید یا جامعه خواصی دارد که غیر از خواص یکایک افراد است. از جمله اینکه: الف) جامعه بر خلاف فرد در آنِ واحد می‏تواند ارتکاب‏های متعددی داشته باشد. ب) در جامعه، رابطه گروه‎ها و در فرد، رابطه یک فرد با سایر افراد یا رابطه فرد با سایر موضوعات مطرح است. ج) جامعه متشکل از افرادی است که به‎ظاهر متفرق و مستقل از امکانات بخش دیگر است، اما مجموعه این امکانات قدرت جامعه را نمایان می‏کند (پیروزمند، 1378، ص43-49).

در جامعه‎شناسی، ساختارگرایان (Structuralism) را باید از جمله طرفداران جامعه‏‎‎گرایی یا اصالت اجتماع تلقی کرد. آنتونی گیدنز (Anthony Giddens) (1938-) به عنوان یکی دیگر از جامعه‏گرایان متأخر کوشیده است نظریه‏ای ارائه داده، مشکل اصالت فرد و جامعه را به گونه‎ای حل کند. به نظر وی هرچند کنش‎های انسان تحت تأثیر جامعه است، لیکن انسان‌ها در تکمیل ساختارهای اجتماعی مؤثرند. گیدنز در نظریه ساختیابی (Structuration Theory) خود معتقد است انسان‌ها ساختارهایی را به وجود می‎آورند و در عین حال همان ساختارها در رفتار انسان‌ها مؤثرند (حسنی، 1391، ص151). لذا گیدنز هم به عینیت ساختارها و هم فاعلیت یکایک انسان‌ها توجه کرده است.

استاد مطهری را نیز باید از طرفداران جامعه‏گرایی البته با قرائتی خاص تلقی نمود. ایشان عقیده دارد جامعه مرکّب حقیقى از نوع مرکبّات طبیعى است، ولى ترکیبی از روح‎ها، اندیشه‏ها، عاطفه‏ها، خواست‎ها و اراده‏ها و بالاخره ترکیب فرهنگى است نه ترکیب اندام‎ها. هر یک از افراد به صورت روحی با یکدیگر ادغام مى‏شوند و هویت روحى جدیدى که از آن به «روح جمعى» تعبیر مى‏شود، مى‏یابند (مطهری، 1376، ج2، ص337-338).

پس طرفداران اصالت اجتماع بر خلاف طرفداران اصالت فرد معتقدند ترکیب انسان‌ها در جامعه ترکیبی حقیقی است نه اعتباری و ضمناً ساخت‏یابی یکی از تفسیرهای اصالت اجتماع شمرده می‏شود.

تأثیر باور به دیدگاه امر بین الأمرین در بحث جامعه‏گرایی

حاصل بحث‏های گذشته آن شد که: الف) جامعه اصالت دارد؛ ب) در بحث اختیار و جبر، دیدگاه امر بین الأمرین یا اختیار و جبر نسبی قابل دفاع است. از ترکیب گزاره‏های الف و ب نتیجه چنین می‏شود که کل جامعه نیز خود دارای اختیار و جبر نسبی است. به دیگر معنا کل جامعه نه دارای اختیار مطلق و نه دارای جبر مطلق است، بلکه میان این دو قرار دارد. کل جامعه باید از این اختیار نسبی خود حداکثر استفاده را بنماید و به رشد و بالندگی برسد؛ در غیر این صورت در نظام استکباری استحاله می‏گردد. اینجاست که خداوند متعال خطاب به کل جامعه می‏فرماید: «خداوند سرنوشت هیچ قومى را تغییر نمى‏دهد تا آنکه آنان سرنوشت خود را تغییر دهند» (رعد: 11).

به طور خلاصه کل جامعه خود دارای اختیار و جبر نسبی است.

ارتباط میان باور به «اختیار جامعه» با مسئله مقاومت

همچنان‎که بیان شد، جامعه اسلامی دارای اختیار است و اراده‎اش باید به این تعلق گیرد که بر اساس رهبری‏های امام معصومان(ع) یا جانشینان آنها که فقهای جامع‌الشرایط‌اند، در برابر «نظام‏های استکباری» مقاومت کند. بیش از صد آیه از قرآن کریم درباره «جنگ و مقاومت» جامعه اسلامی نازل شده است. از جمله این آیات که به صورت فعل جمع آمده، خود جمع نیز -بنا به بحث‎های گذشته- اصالت دارد، آیه ذیل است: «درحقیقت مؤمنان کسانى‏اند که به خدا و پیامبر او گرویده و [دیگر] شک نیاورده و با مال و جانشان در راه خدا جهاد کرده‏اند؛ اینان‎اند که راست‌کردارند» (حجرات: 15).

اگر جامعه اسلامی به تکلیف خود عمل نکند و پیروی از ولیّ الهی یا در زمان غیبت، تبعیت از ولیّ فقیه جامع‌الشرایط را بر خود فرض نبیند، دچار قهر الهی می‎شود و اراده جامعه کفر بر آن مستولی می‎گردد و به مرور زمان، آن جامعه را به ناکجاآباد می‎برد؛ همچنان‌که جامعه زمان امام حسین(ع) دچار نفرین شدند و به همین دلیل زیارت عاشورا به طور مفصل در وهله نخست، امت اسلامی را نفرین را می‎کند و سپس یکایک افراد خاص را لعن می‎نماید (ر.ک: ابن‌قولویه، 1356، ص176).

مقاومت بر تسلیم در برابر خواسته‎های دشمن مزایایی دارد؛ از جمله اینکه: هرچند مقاومت هزینه دارد، هزینه تسلیم بسیار بیشتر است؛ برای نمونه تاریخی وقتی لشکر مختار از دستورهای وی سر برتافتند و در برابر لشکر مصعب بن زبیر حاضر به تسلیم شدند، زبیریان کل لشکر پنج هزارنفره مختار را قتل عام کردند (دینوری، 1371، ص353). دوره معاصر شاهد است وقتی هشت سال جنگ بر نظام جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد، هرچند مقاومت هزینه زیادی برای مردم ایران داشته است، ولیکن این مقاومت قهرمانانه سبب رویش‎های تازه در بخش‎های مختلف نظامی و نیز حفظ تمامیت ارضی کشور شد. مقاومت مجاهدان افغانستان در برابر تجاوزات ارتش شوروی سابق (1979-1989م) باعث شد شوروی سابق در برابر مجاهدان شکست سنگینی بخورد و استقلال افغانستان حفظ گردد؛ همچنین جنگ طولانی ویتنام با آمریکا (1964-1973م) هرچند خسارت‎های مختلف انسانی، اقتصادی و زیرساختی بر دست ویتنامی‎ها باقی گذاشت، لیکن استقلال این کشور را تضمین نمود.

مقاومت جامعه اسلامی به رهبری ولیّ فقیه جامع‌الشرایط در برابر سلطه نظام‏های استکباری از تکالیف مردم در جامعه اسلامی است که از نتایج اختیارات نسبی جامعه شمرده می‎شود.

نتیجه‎گیری

در بحث اراده با ادله ثابت شد که نه جبر مطلق و نه اختیار مطلق انسان اصلا قابل دفاع نیست، بلکه «امر بین الأمرین» قابل دفاع است؛ همچنین ثابت شد خود جامعه همانند فرد اصالت دارد و ترکیب افراد در جامعه همانند ترکیب طبیعی، دارای ترکیب حقیقی است. پس جامعه همانند افراد اصالت دارد و معنای اصالت داشتنش این است که ترکیب افراد در جامعه حقیقی است نه اعتباری. همچنین ثابت شد جامعه همانند فرد، دارای اختیار نسبی است. بنابراین جامعه اسلامی اختیار نسبی دارد و چون اختیار دارد، تکلیف دارد و یکی از تکالیف جامعه اسلامی نیز مقاومت در برابر نظام‎های استکباری با رهبری ولیّ الهی و در زمان غیبت، با رهبری ولیّ فقیه جامع‌الشرایط است.

اگر جامعه اسلامی از اختیار خود استفاده درست نکند و پیروی از ولیّ الهی یا در زمان غیبت، تبعیت از ولیّ فقیه جامع‌الشرایط را بر خود فرض نبیند، دچار قهر الهی می‎شود و اراده جامعه کفر بر آن مستولی می‎گردد و به مرور زمان آن جامعه را به ناکجاآباد می‎برد.

  1. * قرآن کریم.

    1. ابن‌بابویه، محمد بن على (1378ق). عیون أخبار الرضا علیه السلام. چ1، تهران: بی‎نا.
    2. ابن‌قولویه، جعفر بن محمد (1356). کامل الزیارات. چ1، نجف اشرف: بی‎نا.
    3. اسماعیلی، محمدعلی، و فولادی، محمد (1391). جبر و اختیار در اندیشه صدر المتألهین. نشریه معرفت کلامی، (8)، بهار و تابستان.
    4. اشعرى،‏ ابوالحسن (1955م). اللمع فی الرد على أهل الزیغ و البدع. تصحیح حموده غرابة، قاهره: المکتبة الأزهریة للتراث.
    5. اکرمی، علی‎اصغر (1392). جامعه‏شناسی آنتونی گیدنز. نشریه رشد آموزش علوم اجتماعی، (60) پاییز.
    6. ‏الطوسى، الخواجة نصیرالدین و دیگران (1341). کلمات المحققین. چ2، قم: بی‎نا.
    7. بطحایی، سیدحسن، خیدانی، لیلی، و همکاران (1399). بررسی تطبیقی جبر و اختیار از دیدگاه لایب‌نیتس و علامه طباطبایی. نشریه فلسفه دین، (2)، تابستان.
    8. پیروزمند، علیرضا (1378). نظام معقول: تحلیل مبنایی نظام ولایت فقیه با نگاهی به نظرات منتقدین. چ1، تهران: انتشارات کیهان.
    9. تفتازانى، سعدالدین (1409ق). ‏شرح المقاصد. تحقیق عبدالرحمن عمیره، چ1، قم: الشریف الرضی. ‏
    10. حسنی، سید حمیدرضا (1391). ساخت و عامل در نظریه اعتباریات علامه طباطبائی و نظریه ساخت‎یابی گیدنز. نشریه نظریههای اجتماعی متفکران مسلمان، (3)، پاییز و زمستان.
    11. حسینی زبیدی، محمدمرتضى‏ (1414ق). تاج العروس من جواهر القاموس. چ1، بیروت: دار الفکر، تصحیح على هلالى و على سیرى.
    12. دینورى، ابوحنیفه (1371). اخبار الطوال. ترجمه محمود مهدوى دامغانى، چ4، تهران: نشر نى.
    13. راغب اصفهانى، حسین بن محمد (1412ق). مفردات ألفاظ القرآن. تصحیح صفوان عدنان‏ داوودى، چ1، بیروت- دمشق: دار القلم- الدار الشامیة.
    14. شیخ طوسى، محمد بن الحسن (1407ق). تهذیب الأحکام. تصحیح حسن الموسوی خرسان، چ4، تهران: دار الکتب الإسلامیه.
    15. صدرالمتألهین‏ (1375). مجموعه رسائل فلسفى صدرالمتألهین. تصحیح حامد ناجى اصفهانى، ‏چ1، تهران: انتشارات حکمت.
    16. صدرالمتألهین‏ (1981م). الحکمة المتعالیة فى الأسفار العقلیة الأربعة. ط3، بیروت: دار احیاء التراث. ‏
    17. عسکری، سیدمرتضی (1386). دراسة حول الجبر و التفویض و القضاء و القدر، بی جا، ناشر(بی نا).
    18. ابونصر الفارابى (1413ق). الأعمال الفلسفیة. تحقیق جعفر آل‌یاسین، چ1، بیروت: ‏دار المناهل‏.
    19. قاضى عبدالجباربن احمد(1422ق). شرح الأصول الخمسة، مصحح:قوام الدین مانکدیم احمدبن ابی الحسین بن ابی هاشم، احمدبن حسین ،(چاپ اول)، بیروت: دار احیاء التراث العربی. ‏
    20. کلینى، محمد بن یعقوب (1407ق). الکافی. چ4، تهران: طبع الإسلامیة.
    21. گیدنز، آنتونی (1384). چشماندازهای جهانی. ترجمه محمدرضا جلایی‎پور، چ2، تهران: انتشارات طرح نو.
    22. محمدى رى‎شهرى‏، محمد (1386). دانشنامه عقاید اسلامی. چ2، قم: دار الحدیث.
    23. مطهری، مرتضی (1376). جامعه و تاریخ. مجموعه آثار استاد مطهری، ج2، تهران: انتشارات صدرا.
    24. نصری، عبدالله (1399). جبر و اختیار از دیدگاه علامه طباطبایی. نشریه حکمت و فلسفه، (36)، زمستان.
دوره 1، شماره 1 - شماره پیاپی 1
ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
زمستان 1404