شبهه پژوهی مطالعات اعتقادی

شبهه پژوهی مطالعات اعتقادی

الهیات شهادت؛ حیات شهید در قرآن و عرفان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 سطح 4 کلام اسلامی ، دانشیار دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه مازندران بابلسر،
2 طلبه سطح 3 رشته کلام اسلامی مدرسه علمیه تخصصی الزهرا (س) ساری
چکیده
شهادت در فرهنگ اسلامی همواره جایگاهی ممتاز داشته است. این مفهوم از آغاز شکل‌گیری تمدن اسلامی تا امروز در متون دینی، فلسفی و عرفانی مورد توجه بوده و در ادبیات دینی با تعبیراتی همچون «حیات»، «رزق»، «قرب» و «فرح» همراه شده است. موضوع حیات شهیدان در دو سوره قرآن به‌صراحت بیان شده است: در آیه ۱۵۴ سوره بقره: «وَلاَتَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ الله أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِن لاَّتَشْعُرُونَ» و در آیه 169 سوره آل‌عمران: «وَلاَتَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ‌الله أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ». مقصود از شهدا در این آیات کسانی هستند که به مقام شهود حقیقت رسیده و با عمل خود در صدد اعتلای کلمه حق و ریشه‌کن کردن باطل می‌باشند. در هر دو آیه شریفه از واژه «قتل» استفاده شده که به معنای کشته‌شدن است نه مرگ طبیعی... . شهادت در اندیشه اسلامی انتقال به مرتبه‌ای برتر از حیات است که قرآن کریم آن را حیاتی حقیقی و آمیخته با حضور و روزی دانسته و عرفای مسلمان آن را تجلی کامل فنا و بقا معرفی کرده‌اند. درباره «من قتل فی سبیل الله» میان مفسران اختلاف نظر وجود دارد. برخی آن را منحصر در میدان جنگ و جهاد دانسته و برخی با توجه به قرائن، آن را به موارد دیگری نیز تسری داده‌اند. علاوه بر آن مفسران در بیان و تحلیل حیات شهید، دیدگاه‌های مختلفی دارند. بعضی این حیات را حیات ویژه شهدا در عالم برزخ، برخی زنده‌شدن آنان در روز قیامت و بعضی مقصود از آن را زنده‌بودن با یاد، نام و آثار شهدا دانسته‌اند. قرآن کریم حیات شهید را حیاتی حقیقی می‌داند که فراتر از فهم محدود بشر است. عرفان اسلامی نیز شهادت را کامل‌ترین نمود فنا و اتصال عاشق به معشوق معرفی می‌کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی علمی و مستند این مسئله، به تحلیل تطبیقی دیدگاه قرآن و عرفان درباره حیات شهید می‌پردازد.این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، مفهوم «حیات شهید» را از منظر قرآن و عرفان اسلامی بررسی می‌کند و ضمن بررسی دیدگاه‌ها بیان می‌دارد که حیات شهدا حیات حقیقی ویژه‌ای در برزخ است که انسان های‌عادی از آن محروم‌اند. دیدگاه جامع در مورد حیات برزخی شهدا عبارت است از: «احاطه نامحدود شهدا بر عالم ملک و ملکوت از طریق علم و آگاهی».یافته‌ها نشان می‌دهد حیات شهید در دستگاه معرفتی اسلام نه یک حیات استعاری بلکه یک واقعیت وجودی است. قرآن بر «حقیقت‌مندی، نشاط و حضور» حیات شهید تأکید دارد و این حیات را زندگانی حقیقی آمیخته با حضور، رزق و شادی معرفی می‌کند و عرفان اسلامی بر «فنای عاشقانه و بقای روحانی» شهید تأکید دارد و آن را نتیجه فنا و رسیدن به بالاترین مرتبه وصال می‌داند. از این منظر، شهادت اوج سلوک انسان به سوی حق و مرتبه‌ای کمالی از حیات است که با هیچ یک از مراتب حیات جسمانی قابل مقایسه نیست. بنابراین شهادت در اسلام تبدیل‌شدن انسان به موجودی است که از محدودیت‌های حیات دنیوی رها شده و در مرتبه‌ای از کمال قرار می‌گیرد که تنها از مسیر عشق، ایثار و فنا قابل دست‌یابی است.
کلیدواژه‌ها

مقدمه

شهادت در فرهنگ اسلامی همواره جایگاه ممتاز داشته و از آغاز شکل‌گیری تمدن اسلامی تا امروز در متون دینی، فلسفی و عرفانی مورد توجه بوده و در ادبیات دینی با تعابیری چون «حیات»، «رزق»، «قرب» و «فرح» همراه است. موضوع حیات شهید در دو سوره قرآن به‌صراحت بیان شده است: در آیه ۱۵۴ سوره بقره: «وَلاَتَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ­الله أَمْوَاتٌ بَل أَحْیَاءٌ وَلَکِن لاَّتَشْعُرُونَ» و در آیه 169 آل­عمران: «وَلاَتَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ‌الله أَمْوَاتًا بَل أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ». در رابطه با حیات شهید میان مفسران اختلاف­ نظر وجود دارد. مفسران در تحلیل حیات شهید، دیدگاه مختلفی دارند. بعضی این حیات را ویژه شهید در برزخ، برخی زنده‌شدن آنان در روز قیامت و بعضی آن را زنده‌بودن یاد، نام و آثار شهید دانسته­اند.

قرآن­کریم حیات شهید را حیات حقیقی می‌داند که فراتر از فهم محدود بشر است. عرفان اسلامی نیز شهادت را کامل‌ترین نمود فنا و اتصال عاشق به معشوق می­داند. پژوهش حاضر با هدف بررسی علمی این مسئله، به تحلیل تطبیقی دیدگاه قرآن و برخی عرفان اسلامی درباره حیات شهید می‌پردازد.

مفهوم‌شناسی

بررسی مفهوم «حیات شهید» در قرآن که بر پایه مجموعه‌ای از اصول و مبانی بنیادین جهان‌بینی قرآنی استوار بوده و درک آنها برای تبیین ماهیت این حیات ضروری است، توجه مفسران و پژوهشگران اسلامی را به خود جلب کرده است. این موضوع ریشه در دو آیه کلیدی قرآن دارد:

خداوند در آیه 154 بقره می‌فرماید: «وَلاَتَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ الله أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِن لاَّتَشْعُرُونَ: و به آنها که در راه خدا کشته می‌شوند، مردگان نگویید، بلکه آنان زنده‌اند ولی شما نمی‌فهمید». این آیه در موضوع حیات و شهادت از محکمات و نص صریح قرآن است و با صراحت، همه انسان‌ها را از به‌کاربردن واژه میت برای شهید باز می‌دارد. نباید کسی بگوید یا بنویسد شهید مرده است؛ همه باید تصریح کنند که شهید زنده است. لازم است تعبیر زنده‌بودن شهید، همواره در یاد مردم باشد و آثار آن در زندگی آنها مشاهده شود. به حکم این آیه، انسان‌های زنده در دنیا، هرچند نمی‌توانند کیفیت حیات شهید را درک کنند، باید از شهید به عنوان انسان‌ زنده یاد کرد و با آنان پیوند داشت و سبک زندگی آنها را ادامه داد.

در سوره آل‌عمران نیز می­فرماید: «وَلاَتَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ‌الله أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ الله مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ‌یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّخَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَهُمْ یَحْزَنُونَ یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَة مِّنَ الله وَفَضْلٍ وَأَنَّ الله لاَیُضِیعُ أَجْرَالْمُؤْمِنِینَ: هرگز گمان مبر کسانی­که در راه خدا کشته شده­اند، مرده‌اند، بلکه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند. آنها به‌ خاطر نعمت‌های فراوانی که خداوند از فضل خود به آنها بخشیده، خوشحال‌اند و به کسانی که دنبال ایشان‌اند و هنوز به آنها ملحق نشده‌اند، مژده می‌دهند که نه ترسی بر آنهاست و نه غمی خواهند داشت. از نعمت و فضل او مسرورند و می‌بینند که خداوند پاداش مؤمنان را ضایع نمی‌کند» (آل‌عمران: ۱۶۹-۱۷۱).

«احیاء» جمع «حیّ» و حیّ صفت مشبهه از ماده «حیی» است که دو معنای اصلی دارد: یکی در مقابل مرگ، به معنای زنده است (مصطفوی، 1368، ج2، ص337/ ابن­فارس، 1370، ج2، ص122/ فیروزآبادی، بی­تا، ج4، ص350)؛ مانند: «وَجَعَلْنا مِنَ اَلْماءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ أَفَلایُؤْمِنُونَ» (انبیاء: 30) و دیگری آزرم‌داشتن که ضد بی­شرمی است (مصطفوی، 1368، ج2، ص335/ ابن­فارس، 1370، ج2، ص122/ فیومی، 1414، ج2، ص160/ طریحی، 1375، ج1، ص117/ فیروزآبادی، بی­تا، ج4، ص350)؛ مانند: «فَجَاءَتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاءٍ» (قصص: 25). حیّ برگرفته از معنای نخست است. به هر متکلم ناطقی نیز حیّ گفته می­شود. این واژه در اصطلاح متکلمان عبارت­است از کسی­که می­داند و می­تواند (طریحی، 1375، ج1، ص111)؛ مانند «لِیُنْذِرَ مَنْ کَانَ حَیًّا وَیَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْکَافِرِینَ» (یس: 70) که مقصود از «مَنْ کَانَ حَیًّا» انسان عاقل است (حویزی، 1415، ج4، ص39).

از دیگر معانی «حی»، اسم فعل در حکم امر به معنای بشتاب است (فیروزآبادی، بی­تا، ج4، ص351). حیات نیز اسم مصدر از ریشه «حی» است، در اصطلاح نیرویی است که موجب تحرک در موجودات زنده می­شود (مصطفوی، 1368، ج2، ص337). حیات هر چیزی عبارت ­است­ از اینکه آثار مطلوبش بر آن مترتب شود (شمس، 1384، ج1، ص574).

 حیات شهید در منظومه قرآن

قرآن­کریم حیات را امری یک‌بعدی و محدود به زندگی مادی نمی‌داند، بلکه برای آن مراتب و سطوح مختلفی قائل است:

حیات دنیوی: حیات مادی و گذرا همراه با آزمون و ابتلا؛

حیات برزخی: مرحله‌ای از وجود آگاهانه پس از مرگ و پیش از قیامت، دارای درجات و احوال متفاوت.

قرآن در آیاتی که به حیات شهید اشاره کرده، مفسران و اندیشمندان اسلامی، چند تفسیر ارائه کرده‌اند:

الف) حیات طیبه و جاودانگی نام؛

ب) حیات مادی؛

پ) حیات واقعی و تأثیرگذار.

  1. جاودانگی نام شهید

آیه 154 بقره اشاره می‌کند که شهید زنده ­است، ولی شما درک نمی­کنید ...؛ یعنی نوع حیات شهید فراتر از ادراک انسان عادی است. برخی معتقدند مقصود زندگی مجازی است نه حقیقی؛ یعنی نامشان و یادشان در دل مردم زنده است، هرچند جسم­شان مرده است. البته این یک تعبیر مجازی است که در موارد دیگری هم به کار رفته است. امام علی­(ع) می­فرماید: «العلماءُ باقون ما بَقیَ الدَّهرُ: مردم دیگر می­میرند، ولی علما زنده‌اند» و «اعیانُهم مفقودة وامثالهم فی­القلوبِ موجودة: وجود عینی­شان نیست، اما مثال­ها و وجود ذهنی­شان در دل­ها موجود است» (نهج­البلاغه، حکمت 147). این حیات شهید بر ماندگاری نام، اثر و مکتب شهید تأکید دارد که حیات شهید در بستر تاریخ و از طریق تداوم آرمان­های او تجلی می­یابد.

این رویکرد با استناد به مفاهیم قرآنی مانند «شهید» به معنای «شاهد» و «حاضر» تبیین می‌شود. در فرهنگ دینی، شهید کسی است ­که حضورش در جامعه حتی پس از نبودن جسم، پررنگ‌تر از ­قبل است. امام خمینی(ره) می‌فرماید: «شهادت اوج حیات و عزت ابدی است» (خمینی، 1385، ج7، ص 241). این اوج حیات، تنها مربوط به عالم بالا نیست، بلکه به تحول در جامعه اسلامی مربوط می‌شود.

ویژگی‌های این تفسیر

- الگوسازی: شهید با خون خود الگویی از ایثار و بندگی خدا را در جامعه نهادینه می‌کند که نسل‌ بعدی از آن الگو می‌گیرد. یعنی شهید در اعمال و افکار نسل‌ بعد زنده است.

- تضمین بقای دین: در روایات آمده است خون شهیدان باعث زنده‌ماندن دین خدا می‌شود (مجلسی، 1403، ج44، ص 329). پس حیات شهید در حیات دین و نظام اسلامی تجلی می‌یابد. هر زمان جامعه مطابق آرمان‌های شهید حرکت کند، شهید در حال زندگی است.

- حضور در صحنه: از دیدگاه رهبران انقلاب اسلامی، شهیدان غایب نیستند؛ بلکه در صحنه‌های نبرد معنوی و حتی دفاع از حریم ولایت حضور دارند و بر امور اشراف دارند.

این تفسیر، حیات شهید را از حالت فردی خارج و آن را به پدیده‌ جمعی و تاریخی تبدیل می‌کند که ضامن بقای امت اسلامی است.

هرچند حیات شهید به معنای فوق غیرقابل انکار است، محدودکردن حیات مورد نظر آیات مربوطه، در این معنا پیرفتنی نیست؛ چراکه علاوه بر شهدا، نام بسیاری از مشاهیر، قهرمانان و پادشاهان چون رستم، کوروش، داریوش و ... باقی است. لذا این دیدگاه که حیات عینی را از شهید نفی می­کند، بزرگانی چون طبرسی نمی‌پذیرند (طبرسی، 1372، ج1، ص434). علامه طباطبایی هم با چندین اشکال این نظریه را مردود دانسته است (طباطبایی، 1374، ج1، ص519). علامه جوادی آملی نیز چنین تفسیری از حیات شهدا را مردود شمرده است (جوادی آملی، 1388، ج16، ص287).

  1. حیات مادی

برخی مدعی­اند حیات شهید، جسمانی و مادی است. البته دو تلقی بین آنها مطرح است: برخی از آنان بر این باورند که خداوند اجساد شهدا را به آسمان­ و قنادیل زیر عرش خود بالا می­برد و در آنجا انـواع سعادت­ و کرامت­ را به آنها عطا می­کند و برخی دیگر معتقدند خدا پیکر آنها را در زمین باقی گذاشته، در قبر زنده می­کند و آنها را به نعمت و سعادت می­رساند (نیشابوری، 1416، ج2، ص308/ رازی، 1420، ج9، ص428/ اطیب، 1369، ج3، ص425). مدافعان این دیدگاه بقای اجساد برخی شهدا طی قرون متمادی را نشانه درستی این دیدگاه قلمداد می­کنند.

این دیدگاه غیرقابل قبول است؛ چراکه بقای اجساد معدودی از شهدا و بزرگان، امری استثنایی است و متلاشی‌شدن پیکر بسیاری از شهدا قطعی است؛ ضمن آنکه چنین تفسیری با روح کلی این آیات و حتی روایات ناسازگار است؛ همچنین تعبیر «عند ربهم» حاکی از حیاتی مخصوص و متفاوت از حیات مألوف مادی است.

  1. حیات واقعی و نزدیکی وجودی به خداوند

دیدگاه دیگر آن است که حیات شهید نمی­تواند مجازی باشد؛ چراکه با «لکن لاتشعرون» سازگار نیست؛ اگر مقصود از زنده­بودن شهدا، زنده‌بودن نام نیک­شان در میان مردم بود، امر نامفهومی نبود. مردم کاملاً می­دانند و می­فهمند که نامشان زنده است؛ اما قرآن نوعی حیات را بیان می­کند که مردم کیفیت آن را نمی‌فهمند و درک نمی‌کنند؛ به علاوه آیه 169 آل­عمران قرینه این آیه است که دیگر هیچ گونه احتمالی را نمی­پذیرد. از شواهدی که این دیدگاه را تقویت می­کند، بشارت شهید به بازماندگان است که در آیه بعد تصریح شده است. چنین بشارتی با حیات واقعی سازگار است نه مجازی. دیگر آنکه هرچند سایر مؤمنان از حیات برزخی برخوردارند، تأکید ویژه آیه در برخورداری شهدا از رزق خاص، حیات برزخی آنان را در مفایسه با دیگران ممتاز و ویژه قرار می­دهد.

حیات شهید، واقعی و حقیقی است. صاحب مجمع ­البیان این نظریه را نخستین دیدگاه­ها و موافق با اجماع مفسران در تفسیر آیه و حیات شهید برشمرده و برگزیده است (طبرسی، 1372، ج1، ص433). علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می­فرماید منظور از کلمه «عند ربهم» ظرف مکانى نیست، بلکه تقرب معنوى است و آیت‌الله مکارم شیرازی هم در تفسیر نمونه بر این نکته تأکید دارد که واژه «أحْیَاءٌ» به معنای واقعی کلمه به کار رفته و مجاز نیست (طباطبایی، 1374، ج3، ص 326/ مکارم شیرازی، 1382، ج1، ص138). در این دیدگاه، حیات شهید دارای ویژگی‌هایی است:

- رزق الهی: شهید در قبر خود مستقیماً توسط خداوند روزی داده می‌شود. این رزق می‌تواند شامل فیض معنوی، بهشت برزخی و لذت‌های حسی مخصوص به عالم برزخ باشد که برای انسان عادی قابل درک نیست (ر.ک: مکارم شیرازی، 1372، ج 3، ص 170). گرچه زندگى برزخى، اختصاصى به شهیدان ندارد، مردم دیگر نیز داراى حیات برزخى هستند ولى حیات شهید یک حیات عالى، آمیخته با انواع نعمت­هاى معنوى است که در آیه تنها از آنها نام برده شده است. آنها به­قدرى غرق مواهب حیات معنوى هستند که گویا زندگى سایر برزخیان در مقابل آنها چیزى نیست.

- تصرف در عالَم ملک و ملکوت: این هم از برکات حیات ویژه شهداست. چنان­که علامه مجلسـی در این باره می­نویسد: هر کس جانش را در جهاد در راه خدا (فی ­سبیل­الله) فدا کند، خداوند حیات ابدی به او می­بخشد که به واسطه آن بتواند در عـوالم مـلک و ملکوت تصرف کند (مجلسی، 1404، ج70، ص78).

- علم و آگاهی ویژه: رزق الهی می­تواند نوعی آگاهی خاص به دنیا و اهل دنیا باشد که شهید در حیات برزخی دریافت می‌کند و سبب گسترش ادراک و بینش او می‌شود؛ ضمن آنکه نشانه این آگاهی در شادمانی و بشارت آنان است که بدون علم و ادراک ممکن نخواهد بود.

- سرور و شادکامی و بشارت به بازماندگان: «فَرِحِینَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ» در این آیه به گوشه‌اى از نعمات و برکات فراوان حیات برزخى شهیدان اشاره کرده که خوشحال‌اند، «وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَم‌یَلْحَقُوا بِهِم» (آل‌عمران: 170)، پیوسته در صدد بشارت به کسانی‌اند­ که هنوز به آنها ملحق نشده­اند، شادمان‌اند؛ زیرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان مى‌بینند و مى‌دانند (مکارم شیرازی، 1382، ج1، ص349). این آیه به حال روحی شهدا و ارتباط آگاهانه‌شان با جامعه اشاره می‌کند که از شفاعت خود و پیروزی حق بر باطل خوشحال‌اند و این خبر را به مؤمنان دنیا می‌رسانند.

این تفسیر نشان می­دهد حیات شهید به معنای ادامه حیات فردی در سطحی بالاتر از حیات دنیوی است که از محدودیت‌ جسم رها شده و برخوردار از رحمت الهی است. البته حیات برزخی شهید تنها ادامه‌یافتن حیات فردی نیست، بلکه نوعی رابطه­ فعال بین او و انسان­های بیدار است؛ نوعی بیداری که انسان­ عادی آن را درک نمی­کند.

با توجه به این دیدگاه رزق شهدا یک جریان دوسویه است: دریافت رزق الهی در برزخ و بازتاب بخشی از آن رزق در جامعه در قالب اثرگذاری معنوی بر ذهن و روح انسان­ها که همان احاطه بر عالم از طریق علم و آگاهی است.     

دیدگاه برخی فیلسوفان و عرفای مسلمان

عرفا حیات شهید را برتر از حیات دنیوی می‌دانند. شهید در دنیا به بدن مادی محدود بود، اما پس از شهادت، روح او از قیود مادی رها شده، به عالم برزخ و ملکوت صعود می‌کند. ابن­عربی در فتوحات مکیه درباره شهید سخن گفته و معتقد است شهید کسی است که با شهادت (مشاهده) حق، حیات جاودانه می‌یابد. از نظر ابن‌عربی شهید در قبر خود از نوعی حیات برخوردار است که دیگران از آن بی‌خبرند. او می‌نویسد ارواح شهدا در بهشت برزخی در اوج نعمت و لذت روحانی به سر می‌برند و شفیع کسانی‌اند که برایشان استغفار می‌کنند (ابن­عربی، 1329، ج3، ص238).

ملاصدرا در اسفار اربعه در بحث بقا و فنا، شهادت را نوعی «فنای فی­الله» و «بقای بالله» می‌داند. به باور او شهید با فنای صفات نقصانی و اتصال به صفات کمالیه، به حیات ابدی دست می‌یابد که حیات دنیا در برابر آن هیچ‌ است. او استدلال می‌کند که روح انسان اگر با ایمان و عمل صالح تقویت شود، پس از مرگ جسمانی نه‌تنها ضعیف نمی‌شود، بلکه قوتی فزاینده می‌یابد (ملاصدرا، 1389، ج7، ص143).

بدین ترتیب حیات شهید یک مفهوم چندلایه است؛ از یک سو بر اساس نص صریح قرآن (آل­عمران: ۱۶۹) دارای حیاتی برزخی، سرشار از رزق الهی و سرور معنوی نزد پروردگار است که از مرگ مطلق رهایی یافته است؛ از سوی دیگر حیات او در بستر جامعه از طریق تداوم راه، الگوسازی و تأثیرگذاری بر تاریخ جریان دارد. این دو تفسیر مکمل یکدیگرند. حیات باطنی و برزخی مایه قوت و استواری حیات اجتماعی و تاریخی شهید است. در فرهنگ جمهوری اسلامی ایران، شهیدان نه‌تنها در قلب‌ها زنده‌اند، بلکه به عنوان ناظران و حامیان راه حق، در عالم هستی حضور فعال دارند.

 

 

نتیجه‌‌گیری

تداوم حیات شهید نشان می‌دهد کنش انسانی می‌تواند فراتر از مرگ اثر بگذارد؛ ارزش‌هایی که شهید برای آن‌ جان داد، در جامعه جریان می‌یابد و به نسل‌های بعد منتقل می‌شود و راهش در حافظه جامعه زنده می­ماند. براساس بررسی انجام‌شده در آیات، حیات شهید در اسلام یک واقعیت وجودی است. قرآن این حیات را حیاتی حقیقی آمیخته با حضور، رزق و شادی معرفی می‌کند و عرفان اسلامی آن را نتیجه فنا و رسیدن به بالاترین مرتبه وصال می‌داند. بنابراین شهادت در اسلام تبدیل‌شدن انسان به موجودی است که از محدودیت‌های حیات دنیا رها شده و در مرتبه‌ای از کمال قرار می‌گیرد که بر عالم ملک و ملکوت احاطه می­یابد که تنها از مسیر عشق، ایثار و فناء فی­الله قابل دست‌یابی است.

  1.  

     

    * قرآن کریم.

    ** نهج‌البلاغه.(1365)، گردآوری سید رضی، تصحیح صبحی صالح، قم: هجرت.

    1. ابن‌عربی، محمد بن عبدالله (1424ق). تفسیر ابن‌عربی. بیروت: دار الکتب العلمیه.
    2. ابن‌عربی، محی‌الدین (1329ق). فتوحات مکیه. 17 جلدی، بیروت: دار احیاء التراث العربی.
    3. ابن‌فارس، احمد (1370ق). معجم مقاییس اللغه. قم: مکتب الاعلام الاسلامی.
    4. ابن‌منظور، محمد بن مکرم (1414ق). لسان العرب. ط3، بیروت: دار صادر.
    5. امام خمینی، سیدروح‌الله (۱۳۸۵). صحیفه امام. 22 جلدی، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
    6. جوادی آملی، عبدالله (1388). تفسیر تسنیم. ج16، چ2، قم: انتشارات اسراء.
    7. حویزی، عبدعلی بن جمعه (1415ق). تفسیر نور الثقلین. چ4، قم: اسماعیلیان.
    8. رازی، فخرالدین مـحمد بن عمر (1420ق). التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب). بیروت: دار إحیاء التراث العربی‏.
    9. شمس، مرادعلی (1384). با علامه در المیزان از منظر پرسش و پاسخ. قم: اسوه.
    10. صدرا، محمد بن ابراهیم (ملاصدرا) (1389). الحکمة المتعالیة فی الاسفار الاربعه. قم: انتشارات مولی.
    11. طباطبایی، سید محمدحسین (۱۳۷۴). المیزان فی تفسیر القرآن. 20 جلدی، تهران: دفتر انتشارات اسلامی.
    12. طبرسی، فضل بن حسن (1372) مجمع البیان فی تفسیر القرآن. تهران: ناصرخسرو.‏
    13. طریحی، فخرالدین (1375). مجمع البحرین. چ3، تهران: مرتضوی.
    14. طیب، سـید عبدالحسین (1369) اطیب البیان فی تفسیر القـرآن. تـهران: اسلام.
    15. فیروزآبادی، محمد بن یعقوب (بی‌تا). قاموس المحیط. بیروت: دار الکتب العلمیه.
    16. فیومی، احمد بن محمد (1414ق). المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر للرافعی. قم: دار الهجره.
    17. مجلسی، محمدباقر (۱۴۰۴ق). بحار الانوار. تهران: انتشارات دار الکتب الاسلامیه.
    18. مصطفوی، حسن (1368). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
    19. مکارم شیرازی، ناصر (۱۳۷۲). تفسیر نمونه. 28 جلدی، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    20. مکارم شیرازی، ناصر (1382). برگزیده تفسیر نمونه. 5 جلدی، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    21. نیشابوری، نظام‌الدین حسن بن محمد (1416ق). تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان. بیروت: دار الکتب العلمیه.
دوره 1، شماره 1 - شماره پیاپی 1
ویژه نامه جنگ رمضان و مقاومت
زمستان 1404